قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
55
درة التاج ( فارسى )
علامهء شيرازى مردى نيك خوى و جوانمرد بوده ، اندوهى به خود راه نمىداد ، و در جامهء صوفيان مىزيست ، رباب را با مهارت مىنواخت ، و در شعبده و بازى شطرنج استاد بود ، هميشه - حتّى روزگارى كه از مردم كناره گرفته بود شطرنج مىباخت . اسنوى در كتاب طبقات گويد : « قطب الدين شيرازى شراب را دوست مىداشته - و كار دين را آسان مىانگاشته است » - مع الوصف شايد اين اخلاق دورهء جوانى او بوده ، چه تاريخنويسان ديگر باتّفاق نوشتهاند كه : وى پيوسته نماز به جماعت مىگزارد ، و در اعتقادات دينى بر شيوهء پيرهزنان بود ، در برابر فقيهان - و بينوايان - و هنگامى كه وى را مىستودند فروتنى مىنمود ، مردم را بآموختن قرآن اندرز مىداد ، مىگفت : آرزو مىكنم كه عصر پيغمبر خاتم ص را ادراك مىكردم در حالتى - كه نابينا - و كر ، مىبودم ، شايد مرا پيغمبر اكرم بگوشهء چشم مىنگريست « 1 » . پس از رحلت مصنّف مشاهير بزرگان بنظم پارسى و تازى در مرثيهء وى اشعار سرودند ، و از اينكه آسياى دانش بىقطب شده است اظهار تأسّف نمودند « 2 » .
--> ( 1 ) - نگاه كنيد به الدرر الكامنه ج : 4 ص 340 - و بغية الوعاة چاپ مصر باب محمود ص 390 و معجم المطبوعات 1175 - 1176 . ( 2 ) - از كسانى كه در رثاء مصنّف ابياتى سرودهاند : يكى زين الدين عمر بن مظفّر شافعى ( 689 - 749 ) معروف بابن الوردىّ است كه از مشهورترين بزرگان علم و ادب در قرن هشتم بشمار مىآيد ، وى گويد : لقد عدم الاعلام حبرا مبرّزا * كريم السجايا فيه من بعده قرب عجبت و قد دارت رحى العلم بعده * و هل للرّحى دور و قد عدم القطب . ( نگاه كنيد بمعجم المطبوعات العربية 1175 - 1176 ) ديگر عزيزى است كه بپارسى گويد : بازئى كرد چرخ كج رفتار * در مه روزه آه از ان بازى ذال و يا رفته از گه هجرت * رفت در پرده قطب شيرازى . ( نگاه كنيد بتذكرة الشّعراء دولتشاه سمرقندى 1318 چاپ ليدن ص 185 . - و روضات الجنّات ) .